درآمدی بر بازمهندسی اقتصاد ملی
اقتصادهایی که متکی بر درآمدهای رانتی و صدور منابع خام طبیعی هستند، همواره در برابر نوسانات بازارهای جهانی و شوکهای بیرونی آسیبپذیرند. اقتصاد زاینده؛ رویکردی نوین است که ثروت واقعی را نه در زیر زمین، بلکه در پیوند خلاقیت انسانی، فناوری پیشرفته و سازماندهی هوشمند زنجیرههای عرضه تعریف میکند.
۱. تلههای ساختاری کنونی
بررسیهای اندیشکده موطّئون نشان میدهد که سه عارضه اساسی مانع شکوفایی پایدار گردیدهاند:
- قیمتگذاری دستوری و اخلال در تخصیص منابع: سرکوب انگیزههای بهرهوری و تشویق رانتجویی واسطهای.
- انجماد داراییها در بخشهای غیرمولد: تمایل سرمایهها به بازارهای سوداگرانه به جای هدایت به سوی بنگاههای نوآور.
- غفلت از دیپلماسی تجاری هدفمند: عدم بهرهبرداری کامل از بازارهای بزرگ همسایگان و پیمانهای منطقهای نظیر شانگهای و بریکس.
۲. گرهگشایی با مدل سهلایهای اقتصاد زاینده
برای غلبه بر این موانع، مدلی سهوجهی پیشنهاد میشود:
لایه نخست: هدایت اعتبار به تولید ارزشافزا
هدایت هوشمند نقدینگی بانکی به سمت طرحهای پیشران ملی، به ویژه در صنایع پتروشیمیایی تکمیلی، زیستفناوری و ساخت ادوات دقیق صنعتی.
لایه دوم: ارتقای کارآمدی شبکه توزیع و لجستیک
کاهش هزینههای مبادله از طریق استقرار سامانههای رصد برخط کالاها و حذف حلقههای واسطهگری نامولد.
لایه سوم: شراکت راهبردی دولت و بخش خصوصی واقعی
کاهش تصدیگری مستقیم دولتی و تقویت نقش تنظیمگری، استانداردگذاری و تضمین قراردادهای بلندمدت صنعتی.
۳. شاخصهای سنجش موفقیت
ملاک پیروزی این سیاستها، نه ارقام اسمی رشد، بلکه «افزایش سهم کالاهای با فناوری بالا در سبد صادرات غیرنفتی» و «کاهش ضریب جینی و گسترش طبقه متوسط کارآفرین» در سراسر فلات ایران خواهد بود.